تبليغاتX
غم هم اگر ترکم کند تنهای تنها میشوم - farid-elham.BLOGFa.Com
ناجی قلبم الهام من سوخته عشقم درمان نخواهم شد
غم هم اگر ترکم کند تنهای تنها میشوم


چشمای منتظر به ...
من میگم چشات قشنگه تو  میگی دونیا دو رنگه

N نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت 18:42 توسط فرید |

میزنم تو موخت

N نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت 18:21 توسط فرید |

وای دستگیر شدم
طنز اجتماعي ، سياسي ، ادبي ، ..... و زگيل خاني
N نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت 12:32 توسط فرید |

الهام

زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم

اما گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم

تو نیز به من آموختی که چگونه دوستت بدارم

اما به من نیاموختی که چگونه فراموشت کنم

N نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1384ساعت 10:44 توسط فرید |

من عشق را در تو

تو را در دل

دل را در موقع تپیدن

وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم

من غم را در سکوت

سکوت را در شب

شب را در بستر

وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم

من بهار را به خاطر شکوفه هایش

زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم

 

N نوشته شده در شنبه دهم دی 1384ساعت 13:19 توسط فرید |

اسمایل
N نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1384ساعت 16:4 توسط فرید |

هري پاتر
دوستان زيادي درخواست قالبي با موضوع هري پاتر داشتند که بالاخره آماده شد.

قالب harry potter

توضیحات: اين قالب حجم اچ تي ام ال کمي داره ولي حجم گرافيکيش نسبتا زياده. با اين حال از سايتهاي هري پاتري که معمولا از قالبهاي گرافيکي استفاده ميکنند، خيلي سريعتر لود ميشه. قالبهايي که قابل دانلود نيست در حال باز سازي است و هر روز يکيشون براي دريافت آماده ميشه. تا فرصتي ديگه!  

مشاهده قالب   دريافت قالب

N نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 20:39 توسط فرید |

بابا چه وبلاگ وبلاگ عشق از محمد دوست وفادارم

تعریف عشق از زبان معلم

دبير ديني:عشق يك موهبت الهي است.

دبير ورزش:عشق تنها توپي است كه اوت نمي شود.

دبير شيمي:عشق تنها اسيدي است كه به قلب صدمه نمي زند.

دبير اقتصاد:عشق تنها كالايي است كه از خارج وارد نمي شود.

دبير ادبيات:عشق بايد مانند عشق ليلي ومجنون محور نظامي داشته باشد.

دبير جغرافي:عشق از فراز كوه هاي آسيا تيري است كه بر قلب مي نشيند.

دبير زيست:عشق يك نوع بيماري است كه ميكروب آن از چشم وارد ميشود

N نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 20:16 توسط فرید |

گریه

گریه کن گریه قشنگه  .....................   گریه سهم دل تنگه

گریه کن گریه غروره    ....................    مرهم این راه دوره

 

N نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 15:33 توسط فرید |

#48  
يه روز پسري به باباش ميگه:
چرا جوجه وقتي ميميره, دوتا پاهاش رو به بالاست؟
باباش ميگه: اخه دوتا فرشته پاهاشو ميگيرن ميبرنش به آسمون
فرداي اون روز پسره با عجله زنگ ميزنه به بابا و ميگه:
باباجون کمک ,دوتا فرشته پاهاي مامانو بلند کردن مي خوان ببرنش آسمون اما عباس آقا خودشو انداخته رو مامان و نميزاره ببرنش!!!!!!

N نوشته شده در پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 16:16 توسط فرید |

 

              دست تو تو دست من بود دل اما جای دیگه

                                        تو خودت  خبر نداری اما چشمات اینو میگه

N نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 19:59 توسط فرید |

غم
غمي غمناك

 

شب سردي است، و من افسرده.

راه دوري است، و پايي خسته.

تيرگي هست و چراغي مرده.

***

مي كنم، تنها، از جاده عبور:

دور ماندند ز من آدم ها.

سايه اي از سر ديوار گذشت،

غمي افروز مرا بر غم ها.

***

فكر تاريكي و اين ويراني

بي خبر آمد تا با دل من

قصه ها ساز كند پنهاني.

***

نيست رنگي كه بگويد با من

اندكي صبر، سحر نزديك است.

هر دم اين بانگ بر آرم از دل:

واي، اين شب چقدر تاريك است!

***

خنده اي كو كه به دل انگيزم؟

قطره اي كو كه به دريا ريزم؟

صخره اي كو كه بدان آويزم؟

***

مثل اين است كه شب نمناك است.

ديگران را هم غم هست به دل،

غم من، ليك، غمي غمناك است.

*****
 

N نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 18:16 توسط فرید |

چه زیبا البته با اجازه ی الهام
کجول
N نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 19:30 توسط فرید |

خنده داره
N نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 19:44 توسط فرید |

بارون

N نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 19:18 توسط فرید |

عزیز جانم الهام

N نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 21:34 توسط فرید |

دوست
N نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 15:7 توسط فرید |

 قشنگ ترینند ثانیه هایی را که با ام

 چه زیبا بود در هوای بوسیدنت مردن ودر هوای دیدنت زنده شدن

 تو رنگی ...

 زیباترین رنگ که گلها در پی آنند و ناکام...

 چه زیباست

 در طلوع خود نظاره گر عشقی از نسل خورشید بودن

 وچه خاطره ایست تو را داشتن

 تو آغاز زندگی هستی و پایانش...

 وستارگان چه عاشقانه برای دیدنت چشمک می زنند

 ودرختان هیچ وقت خم نخواهند شد

 چون تو را کنار خود دارند

 و اشکها دیگر تنها نخاهند ماند...

 چه زیبا ست

 رویایی که چشمان از گرفته اش را

 برای کبوتران عاشقی می نوازد که با شب پیمان صلحی را

 تنها برای دیدن تو سر داده اند...

  چه زیباست...

                                                           ۸۴/۵/۳۱

N نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 13:7 توسط فرید |

دوستت دارم الهام
الهام  از  ته  قلبم   میگم  دوست  دارام

N نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 12:48 توسط فرید |

N نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 21:13 توسط فرید |

             

 شاید شب و ستاره ها که رنگ سپیدی دروغین را نمی بینند خوشبختترین هستند.نمیدانم.نمیدانم کدامین حس مرا به

نوشتن این همه غم و اندوه میخواند؟!! شاید به امید این مینویسم که روزی این نوشته ها با چشمانی که زمانی

زیبا ترین منظره ی دنیا برایم بود خوانده شود...............

            

N نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 20:3 توسط فرید |

عشق و جنگ
عشق هست مانند یک جنگ .......  آسان شروع میشود وسخت تمام میشود

ممکن است فراموش نشود

N نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 19:5 توسط فرید |

زندگی
زندگی هست مانند یک پیانو . کلیدهای سفید نشان دهنده ی شادی است وکلیدهای سیاه برای غم اما وقتی تو درگیر می شوی بین کلیدهای سفید و سیاه تو میشنوی موسیقی

زندگی را .

N نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 18:59 توسط فرید |

دوست داشتن
دوستش  دارم  تا  آخرین  نفس  

 

N نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 16:36 توسط فرید |

به نام او
چه کسی باور کرد جنگل جان مرا             آتش عشق تو خاکستر کرد

 
N نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 15:42 توسط فرید |

بالای صفحه .:|:. پست الکترونیک .:|:. آرشیو

© Copyright 2005, All Rights Reserved TAVOOSBLOG